X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 26 آبان‌ماه سال 1389 ساعت 11:04 ق.ظ

پایان غم! 

یادت هست؟ 

اشکهای شبنم برگهای درخت آلبالوراباد 

ازپنجره ای که تازه بازشده بودبه کف اتاق میریخت 

که گفتی: 

پایانی هم برای غم هست؟ 

گفتم: 

غم چیزی نیست که ازش خلاصی داشته باشی... 

هرچه هم بدوی وجان بکنی وهرجورکه 

خودت راقایم کنی بازتو چنگولاش گیری... 

بذارباشه.چه عیب وترس وباکی ازش هست؟ 

مگرهمه ی خلاقیتهای بشر 

برکوهی ازغمهابنانشده؟ 

چه شد؟ 

ازغم خلاص شدی؟ 

دلم برایت میسوزد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo