X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 9 دی‌ماه سال 1389 ساعت 12:22 ب.ظ

بازهم من وتو 

آن روزهم یک روزی خاکستری بود 

من بودم وتو 

دلم گرفته بود.تنهادلخوشی باقی مانده 

همراهی توبوددرآن کوچه باغ خزانی 

گفتی : 

چیزی بگو 

گفتم: 

 آدمی هراندازه هم که خوشبخت باشد 

نیاز به فراغتکی داردتادروابینی ازخود 

بپرسذ: 

کیست؟چیست؟ازکجاآمده؟وسرانجام به کجا خواهد رفت؟ 

ایکاش میدانستیم که همین با هم بودن 

آدمی راازجوابهای سخت این سوالها بی نیاز میکند 

بیا دلمان برای هم بسوزد

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo